تبليغاتX
انتظار

فرزند كعبه

امام علي عليه السلام

تا بر شد از نيام فلق برق خنجرش

برچيد شب ز دشت و دمن، تيغ چادرش‏

بر تارك ستيغ بر آمد شعاع صبح‏

چونان پر خروس ز سيمينه مغفرش‏

موجى بر آمد از ز بر كوه زرفشان

پاشيد بر كران افق زرّ احمرش‏

جيب افق، زرنگ شفق لاله گونه شد

بر آن نثار آمده بس درّ و گوهرش‏

نقّاش صنع از قلم زرنگار ريخت

شنگرف سوده در خط ديباج اخضرش‏

مشّاطه سحر به دو صد رنگ دلپذير

آراست باغ و راغ بدست فسونگرش‏

پيك نسيم سر خوش و دلكش وزيد و داشت

داروى جان ز رائحه مشك و عنبرش‏

آهسته پر كشيد به آغوش شاخسار

تا كودك شكوفه نلغزد ز بسترش‏

وا كرد چشم نرگس شهلا به بوسه‏اى

گلخنده زد ز عاطفت مهر پرورش‏

خورشيد كم كم از افق دشتهاى دور

بر شد چنانكه كوه و دمن شد مسخّرش‏

پرتو فشاند بر سر هر كاخ و كومه‏اى

آفاق زنده گشت ز چهر منوّرش‏

بر زد علم به پهنه گسترده زمين‏

تسليم شد كران به كران در برابرش‏

تا بسترد ز روى زمين زنگ تيرگى

صد آبشار نور فرو ريخت بر سرش‏

تا چهر باختر برهد از ظلام شب‏

قنديل آفتاب بر آمد ز خاورش‏

ظلمت زدوده گشت ز سيماى روشنش

دهشت ربوده گشت ز رخسار عنبرش‏

آمد فراز مكّه و تا نقش كعبه ديد

انبوه زر فشانده به هر كوى و معبرش‏

بيدار گشت مكّه، ديارى كه سالها

بد خفته و نبود به سر ذوق ديگرش‏

بگشوده گشت پنجره‏ها يك بيك بصبح‏

تا نور آفتاب بتابد به منظرش‏

خلقى برون شد از در هر آشيانه‏اى

هر كس به كار سازى رزق مقدّرش‏

آن يك به كوى آمد و آن يك به كارگاه‏

آن يك به ذوق آمد و آن يك به متجرش‏

جمعى روان شدند سوى كعبه كز نياز

بوسند خاك پايگه آسمان فرش‏

بد كعبه در ميانه آن شهر يادگار

از دوره خليل و سماعيل و هاجرش‏

با چار ركن مهم استاده سرفراز

حصنى كه هست قائمه هفت كشورش‏

گوئى به انتظار كسى بود آن سراى

تا آيد و چو جان بنشاند به مصدرش‏

ناگه در آن حريم مهين بانوئى كريم‏

پيدا شد و كرامت پيدا ز منظرش‏

او بانوئى ز جمله نكويان دهر بود

ناديده چشم عالم از آن نكوترش‏

حجب و وقار بود بر اندام زينتش‏

قدس و عفاف بود به رخسار زيورش‏

اندر قريش پاك زنى بود مردوار

بو طالب بزرگ پسنديده شوهرش‏

از خاندان هاشم و زدوده خليل‏

زيبنده بانوئى و برازنده همسرش‏

مى‏خواست كردگار كزين خاندان پاك

نخلى بر آورد شرف و مردمى برش‏

مى‏خواست كردگار كزين زوج مهر زاد

طفلى به عرصه آرد تابنده اخترش‏

مى‏خواست كردگار كزين دودمان پاك

مردى بپاى دارد چون كوه پيكرش‏

مى‏خواست كردگار فرازنده مهترى‏

كزان به روزگار نجويند بهترش‏

مى‏خواست كردگار كه ميراث عدل و داد

بخشد به داده خواه‏ترين دادگسترش‏

مى‏خواست كردگار ز دامان فاطمه‏

زوجى براى فاطمه بانوى محشرش‏

مى‏خواست كردگار يكى بحر گسترد

تا موج خيزد از دل در خون شناورش‏

مى‏خواست كردگار بر آرد برادرى‏

آب آور برادر و غمخوار خواهرش‏

مى‏خواست كردگار يكى خواهر آورد

تا بر كشد به دوش لواى برادرش‏

مى‏خواست كردگار كه در دشت كربلا

گلبوته‏ها ببيند و گلهاى پر پرش‏

مى‏خواست كردگار يكى طرفه قهرمان

تا جاودانه باشد يار پيمبرش‏

بازو چو بر گشايد بر بازوى ستم‏

بازوى او گشايد با روى چنبرش‏

اندر مصاف كفر چو شمشير بركشد

بنيان كفر بر كند و عمر و عنترش‏

و اندر بر جماعت مسكين و دردمند

سيلاب اشك بارد از ديده ترش‏

گاهى يتيم را بنوازد چونان پدر

گاهى صغير را به عطوفت چو مادرش‏

زهرى به كام دشمن و شهدى بكام دوست‏

كاين طرفه را بنام بخوانند حيدرش‏

طفلى چنان كه قافيه سازان روزگار

وامانده‏اند در بر طبع سخنورش‏

طفلى چنانكه ديده بينندگان نديد

مانند او به عرصه محراب و منبرش‏

طفلى چنانكه رايت اسلام از او بلند

كوتاه دست ظلم ز عزم توانگرش‏

توفنده همچو رعد به پيكار دشمنان‏

لرزنده همچو بيد به نزديك داورش‏

دستيش بهر كوشش و هنگامه و نبرد

دستى پى حمايت مظلوم و مضطرش‏

دستيش بهر بخشش و انفاق و التيام‏

و ز بهر انتقام برون دست ديگرش‏

دستيش بهر چاره و درمان دردمند

دست دگر به قبضه شمشير و خنجرش‏

دستى به پايمردى از پافتادگان‏

دستى به پاسدارى اسلام و دفترش‏

دستيش بر پرستش و پيمان و پاس حق

دستيش بر ستيزش بتخواه و بتگرش‏

دستى بسوى خالق و دستى بسوى خلق‏

دستى پى نوازش و دستى به كيفرش‏

دستى بسوى تيره گردنكشان دراز

دستى بسوى ميثم و عمّار و بوذرش‏

با اين دو دست و بازوى مردانه‏

ديگر كراست نام يد اللّه فراخورش‏

چشمش بدان سراى كه تا صاحب سراى

آيد به پيشباز و بخواند به محضرش‏

آن روز ميهمان خدا بود فاطمه‏

يا للعجب كه خانه فرو بسته بد درش‏

او را وديعه‏اى ز خدا بود در مشيم

مى‏خواست تا وديعه نهد در برابرش‏

لختى به انتظار به گرد حرم گذشت‏

سوزنده از شراره آزرم پيكرش‏

ناگه ز سوى خانه يكى ايزدى خروش

بنواخت گوش خلق ز مضراب تندرش‏

پهلو شكافت خانه و شد معبرى پديد

خانه خداى، فاطمه را خواند در برش‏

و آنگه بهم بر آمد آن سهمگين شكاف

آنسان كه هيچ ديده نيارست باورش‏

بعد از سه روز باز پديد آمد آن شكاف‏

چونان صدف ز سينه بر او درّ گوهرش‏

بنهاد گام فاطمه بيرون از آن سراى

شادان ز ميزبانى دادار اكبرش‏

اندر مطاف خانه بديدند جمله خلق‏

طفلى چو ماه‏پاره در آغوش مادرش‏

طفلى چنانكه مادر هستى نپرورد

ديگر چو او به دايره مرد پرورش‏

طفلى چنانكه خامه صورتگر خيال‏

آنسان كه نقش اوست نيارد مصوّرش‏

خواهم مديح گفتن فرزند كعبه را

باشد كه را مديح يد اللّه ميسرش‏

آنرا كه زيب قامت او «هل اتى» بود

آنرا كه هست افسر «لولاك» بر سرش‏

آنرا كه در مجاهدت و طاعت و سخى

ايزد ستوده است به قرآن مكرّرش‏

آنرا كه گر نزاد همى مادر زمان‏

هستى عقيم بود ز پورى دلاورش‏

آنرا كه تا نهال مساوات بر دهد

آتش نهاد در كف اعمى برادرش‏

من چون مديح گويم آنرا كه در نبرد

مردان روزگار بخواندند صفدرش‏

من چون مديح گويم آنرا كه در نماز

بخشود بر فقير نگين به آورش‏

من چون مديح گويم آنرا كه مصطفى‏

بگزيد بهر فاطمه شايسته دخترش‏

من چون مديح گويم آن يكّه مرد را

كز رزم بر نتافت عنان تك آورش‏

من چون مديح گويم آنرا كه در غدير

بنشاند كردگار بجاى پيمبرش‏

گويندگان سروده‏اند بسيار جامه‏ها

از من چنان نيايد ستودن ايدرش‏

من اين سخن سرودم و شرمنده‏ام ز خويش‏

كز قطره كمترم بر پهناى كوثرش‏

باشد كه در شمار مرا توشه آورد

يك ذره از غبار قدمهاى قنبرش‏

گفتم من اين قصيده به معيار آنكه گفت‏

«صبح از حمايل سحر آهيخت خنجرش»

+ نوشته شده توسط مهدی میری در پنجشنبه 1387/04/27 و ساعت |

زینتِ بخشندگان، امام جواد (ع) می آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل هابیل را به شادباش بنشیند. می آید تا چشمان آسمان را به روشنی سیمایش روشن شود و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد.

کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین، پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛ حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد. در زاد روز مولود مبارک رجب، با یک آسمان نیاز از یگانه بی همتا می خواهیم در دریای بی کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شیفتگان واقعی او قرارمان دهد.

ولادت فرخنده و مسعود نهمين آيت سروری و پيشوای کرامت و بخشندگی، امام محمد تقی عليه السلام مبارک باد

ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن  حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. امام در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمدند. 

امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. اما جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.

پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود، ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.

امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و  بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و  به شهادت رسيد.

امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

 

  نياز مؤمن به سه چيز
«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:
مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.

 

استوار كن، آشكار كن!
«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:
اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.

 

   قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى
«لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:
افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.

 

تأخير در توبه
«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللّهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».»:
(سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»

+ نوشته شده توسط مهدی میری در شنبه 1387/04/22 و ساعت |

السلام علیک یا صاحب الزمان

یا باقر العلوم (ع)

ولادت با سعادت امام محمد باقر (علیه السلام ) را به محضر مقدس و نورانی امام زمان روحی و ارواحنا فداه و تمامی مسلمین جهان تبریک عرض مینمائیم

 

ماه رجب هم رسید ...این الرجبیون ... شب و روز های استغفار ... 

دیگه نمی تونم از این جلوتر برم  حرفی بزنم...چند تا حدیث از امام محمد باقر علیه السلام قرار میدم با دقت بخونید که چقدر حدیث های زنده ای هستند !
گرچه تمامی حدیث ها زنده هستند که دلها رو زنده میکنند !

*************************

ظهور نزدیک است !!!!


یا باقر العلوم (ع)حضرت امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

«اين پيروزي به هنگام قيام مهدي از آل محمد (صل الله عليه و اله) خواهد آمد، آنچنان که هيچ کس در جهان باقي نمي ماند مگر اينکه اقرار به محمد (صل الله عليه و اله) خواهد کرد.»

منبع :  عصر ظهور - علي کوراني، ترجمه عباس جلالي، ص 357. 

********************

مگرحال اوضاعی کنونی غیر این که به حضرت رسول صلوات الله علیه و آله وسلم  اقرار میکنند !!!

همه ستمکاران و ظالمان نام پیامبر بر زبانهایشان جاریست !!!
شاهد این مطلب که هستید موج عظیمی از تبلیغات بر علیه پیامبر (ص) در سراسر گیتی فراگیر شده!

این اعمال  نشانه چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟

اقرار به محمد (صل الله عليه و اله)
پيروزي به هنگام قيام مهدي از آل محمد (صل الله عليه و اله) است


روایتی از  امام محمد باقرعليه السلامیا باقر العلوم (ع)   در رابطه با :

 احوالات مردم آخر زمان ( زمان حال خودمان ) 

حميري در قرب الاسناد از محمد بن صدقه از امام جعفر صادق از پدرش امام محمد باقر عليهما السلام روايت کرده که. پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود:
کيف بکم اذا فسد نسائکم و فسق شبانکم و لم تامروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر
چگونه خواهيد بود، زماني که زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شوند نه امر بمعروف کنيد و نه نهي از منکر نمائيد.
عرض کردند: يا رسول الله آيا اينچنين خواهد شد؟
فرمود: آري از اين هم بدتر خواهد شد. چه حالي خواهيد داشت هنگاميکه امر بمنکر کنيد و نهي از معروف نمائيد؟
عرض کردند: يا رسول الله آيا چنين خواهد شد؟
فرمود: آري از اين هم بدتر ميشود. چگونه خواهيد بود در وقتيکه به ببينيد کار خوب، زشت و کار زشت، خوب شمرده شود؟

 

***********************


 

+ نوشته شده توسط مهدی میری در شنبه 1387/04/15 و ساعت |
السلام علیک یا اباصالح المهدی

وقتی که دیدم عصر جمعه جای گریه

مردم پی تفریح و شادی و سرورند

با خود چنین گفتم چرا آقا بیایید

آخر کجا اینان مهیای ظهورند؟

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام جمعه!  ای فرشته دلشکسته

هوای دل یار غریب ما با تو چه شد ؟

باز دوباره شکست بغض دیرینه خفته در سینه ات !؟!

غم مخور !

او خواهد آمد ! غم مخور!...

فرشته دلشکسته مگو که وقت رفتن است ! .....

آه ..... تو باز غروب کن ! شاید که در چشم سرخ تو اشک فرج روا شود !

تو باز غروب کن !....

+ نوشته شده توسط مهدی میری در دوشنبه 1387/04/10 و ساعت |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .     سوره مبارکه کوثر   آیه 2-1

خداوند از خشم فاطمه خشمگين و به سبب خشنودي او خشنود مي شود، فاطمه پاره تن من است، هر كس او را بيازارد مرا آزرده است آن كس كه با او دوستي ورزد با من دوستي ورزيده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوي زنان دو جهان است.            پیامبر اکرم (ص)

حضرت فاطمه زهرا (س) روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت ، در مکه بدنیا آمد ، ایشان وارث صفات بارز مادر گرامیشان خدیجه بود . در بخشش و بلند نظری وحسن تربیت وارث مادر بزرگوارش ودر سجایای ملکوتی وارث پدر بزرگوارش بود.

*فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (س)

حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول  می کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی  است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه  حکومتی  خود می داند .

 

 

فاطمه)س) مایه افتخار

دردنیایی که درآن زندگی می کنیم، از گذشته تا حال، انسان ها برحسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می کرده اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام، فاطمه زهرا( س) را مایه افتخار می دانند.

الف( افتخار جهان هستی

روز پر افتخار ولادت زنی است که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است.

"زنی که عالم به او افتخار دارد."

ب) افتخار خاندان وحی

"زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد."

"تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف است."

ج) افتخار پیروان او

"برای زن ها کمال افتخار است که روزتولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت."

فاطمه (س) تجلی کمال است.

" تمام هویت انسانی در او جلوه گر است. "

" تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. "

"یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت ، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، ... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن ، فردا[ روز میلاد] موجود شد."

"تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است."

 

مقامات معنوی حضرت زهرا(س(

الف) " نور او قبل از خلقت بشر آفریده شده است."

"اصولاً رسول اکرم(ص) و ائمه) علیهم السلام) طبق روایاتی که داریم قبل از این عالم ، انواری بوده اند در ظل عرش... و مقاماتی دارند الی ماشاءالله... چنانکه به حسب روایات این مقامات معنوی برای حضرت زهرا(س) هم هست.

ب) موجودی ملکوتی و جبروتی

"او [ فاطمه زهرا] موجود ملکوتی است که در عالم انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شد است."

" معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود است."

ج) مجمع اوصاف انبیاء(ع)

"فردا [ روز ولادت فاطمه زهرا[ همچون زنی متولد می شود که تمام خاصه های انبیاء در اوست."

د) تسبیحات فاطمه زهرا بهترین تعقیبات نماز

"و ازجمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (س) است که رسول خدا(ص) ، آن را به فاطمه (س) عطا فرمود. از حضرت صادق (ع) مرویست که این تسبیحات در هر روز، در تعقیبات هر نمازی پیش من محبوب تر است ازهزار رکعت نماز در هر روز.

و) مراوده با جبرئیل، بالاترین فضیلت زهرا(س)

"من راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده و آن روایت این است که حضرت صادق (ع) می فرماید:

فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد.

ظاهر روایت این است که در این 75  روز ، مراوده ای بوده است  یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی اینطور وارد شده باشد... مساله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست ، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به این که قضیه ی  تنزل جبرئیل ، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است، او تنزیل می دهد او را و وارد می کند تا مرتبه پایین، یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می کند که برو و این مسایل را بگو... تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا، و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است... در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند، با این که آنها هم فضایل بزرگی است، این فضیلت را من بالاتر از همه می دانم... و این از فضایلی است که مختص حضرت صدیقه (س) است. "

سخنانی گوهربار در مورد مادر:

بهشت زیر قدمهای مادران است .   پیامبر اکرم «ص»

حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد .     امام سجاد «ع»

خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا «ع»

ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند ، مادرش او را با رنج حمل کرد وبا رنج بر زمین نهاد .    سوره مبارکه احقاف ، آیه

+ نوشته شده توسط مهدی میری در سه شنبه 1387/04/04 و ساعت |
 

 انتظارفرج


انتظار راستين دولت و حكومت امام زمان (ارواحنا فداه) علاوه بر آن كه مهمترين عامل موفقيت انسان است و حتي به وسيله  آن مي توان خود را از مشكلات و گرفتاريهاي روحي و اجتماعي نجات بخشيد ، يكي از صفات بارز دوستاران و شيفتگان خاندان وحي (عليهم السلام)  نيز مي باشد به طوري كه صبح و شام ، و روز و شب منتظر فرا رسيدن روزگار ظهور مي باشند.
اول مظلوم عالم حضرت اميرالمومنين (عليه السلام)  مي فرمايند:
به راستي دوستداران ما (اهلبيت (عليهم السلام)  )در هر روز و شب منتظر فرا رسيدن روز آسايش و فرج ميباشند.(صحيفه مهديه :88)
همچنين انتظار فرج يكي از وظايف بندگان نسبت به امام عصر  (ارواحنا فداه) است و در كلمات خاندان وحي (عليهم السلام)  يكي از واجبات و تكاليف عصر غيبت و  از برترين و با فضيلت ترين عبادات مومن و يكي از شرايط قبولي اعمال ذكر شده است.
ابوبصير از امام صادق (عليه السلام)  نقل ميكند كه آن حضرت ، روزي فرمودند:
آيا شما را به چيزي خبر ندهم كه خداوند عزوجل عملي را از بندگان جز به سبب آن قبول نمي كند؟
گفتم :آري.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
گواهي دادن به اين كه پروردگاري جز خدا نيست و (حضرت) محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست و اقرار كردن به آنچه خداوند امر فرموده است ، و ولايت ما (اهلبيت (عليهم السلام)  ) و بيزاري جستن از دشمنان ما (يعني ائمه معصومين (عليهم السلام)  ) و تسليم شدن نسبت به ايشان ، و ورع و پرهيزكاري و سعي و كوشش (در دين) و طمانينه و اطمينان و انتظار (حضرت)‌ قائم (ارواحنا فداه) (مكيال المكارم 2/151)
حضرت عبدالعظيم حسني از امام جواد (عليه السلام)  نقل ميكند كه آن حضرت فرمودند:
همانا قائم از ما اهلبيت(عليهم السلام)   ، همان مهدي است كه در زمان غيبتش انتظار او و در زمان ظهورش اطاعت از او واجب است .(صحيفه مهديه :89)
انتظار ، يك امر قلبي مي باشد كه شدت و ضعف آن نيز بر حسب درجات انتظار است ، ولي مقدار ضروري انتظار قلبي براي ظهور امام زمان (ارواحنا فداه)  اين است كه انسان به يقين بداند كه آن بزرگوار امام دوازدهم و حجت خدا بر بندگانش است و از روزي كه متولد شده اند تاكنون زنده اند و از دنيا نخواهند رفت تا اين كه ظهور فرموده و جهان را پر از عدل و داد نمايند و براي ظهور آن حضرت وقت معيني تعيين نشده است بلكه هر لحظه ممكن است آن امر باشكوه واقع شود.
شخص مومن بايد هميشه و در همه اوقات منتظر ظهور باشد و در هيچ لحظه اي از ظهور آن بزرگوار نااميد و مايوس نگردد.
بنابراين اگر كسي بر اين اعتقاد باشد كه آن حضرت به اين زودي ظهور نميكنند و سالها طول مي كشد ، اين شخص منتظر نبوده و بر تكليف خود كه وجوب انتظار است عمل نكرده است كه اين عقيده اثرات منفي فراواني نيز به همراه خواهد داشت.
آيه الله سيد محمد تقي موسوي اصفهاني – صاحب كتاب شريف مكيال المكارم – در اين باره مي فرمايند:
اين خطاست كه كسي از روي ناداني و خيال و گمان بگويد كه آن بزرگوار به زودي آشكار نمي شود يا تا صد سال ديگر نيز ظهور نخواد كرد ، چنين سخني خلاف بيانات پيشوايان ما است ، بلكه به عكس ،آنچه دراخبار فراوان به آن تصريح نموده اند اين است كه ظهور آن حضرت به طور ناگهاني واقع مي شود.
انتظار راستين ، اثرات و فوايد بي شماري دارد كه در اين بحث مختصر نمي گنجد ولكن به عنوان نمونه به يكي از فوايد آن اشاره ميكنيم:( در مباحث بعدي به ابعاد ديگر آن خواهيم پرداخت)
صاحب مكيال المكارم ، يكي از فوايد انتظار را زنده شدن در زمان ظهور مي داند كه انسان با انتظار راستين توفيق درك دولت حقه آن بزرگوار را مي يابد و از اصحاب و انصار آن حضرت مي گردد.

 

       اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط مهدی میری در شنبه 1387/04/01 و ساعت |
«بسم رب الزهرا»

یا امیرالمومنیــــــن روحـی فداک                 آسمـــان را دفن‌ کردی زیر خاک

آه را در دل نــهــــان کردی چــرا                 مـــاه را در گل نــهان کردی چـرا

یا علی جان تربت زهرا کجاست؟                 یـادگار غــــربت زهــرا کجـاست؟

 * * *

شیعه واقعی ویژگیهای خاصی دارد که در روایات از آن‏ها یاد شده است. امام صادق(ع) میفرماید:

"شیعیان ما اهل پارسایی و سخت کوشی و وفاداری و امانت‏داری‌اند و اهل زهد و عبادت‌اند.
آنان در شبانه روز 51 رکعت نماز می گزارند (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نماز نافله) شب‏ها را به عبادت سپری می‌کنند و روزها را به روزه‏داری، زکات اموال‌شان را می‌پردازند و به حج می‌روند و از هر حرامی دوری می‌کنند.(1)

امام باقر(ع) نیز فرموده‏اند: شیعۀ ما کسی نیست مگر کسی که از خدا بترسد و او را فرمان برد. آنان جز با فروتنی و امانت‏داری و یاد خدا و روزه و نماز و نیکی به والدین و خوش‌رفتاری با همسایگان و راست‌گویی و تلاوت قرآن و نگه داشتن زبان و امین مردم بودن شناخته نمیشوند.(2)

در روایتی دیگر امام صادق(ع) نشانه‏های شیعیان را این گونه بیان فرموده‏اند:
1- گشاده دستی نسبت به برادران ایمانی
2- پرخاش‌گر و طمع‌کار نبودن
3- نماز را 51 رکعت خواندن
4- عزت نفس در برابر دشمنان
5- عمل به احکام شرعی(3)

پی‌نوشت‏ها:
1. بحارالانوار، ج 65، ص 167.
2. همان، ج 75، ص 175.
3. همان، ص 281.
برگرفته از سایت «درگاه پاسخگویی به مسائل دینی»

 یا فاطمة الزهرا....
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کیلیک کنید

آقای من......

نمیدانم از خود بگریزم یا از محیط دور و برم؟!

به درون می‌روم، هوای فرار دارم...!

به برون می‌روم، خلوت را به از آن می‌یابم....

نمی‌دانم تا به کی در هیاهوی خفقانی دنیامان باید روزها را شماریم؟!........

نمی‌دانم دیگر کدام سوی باید بگریزم؟؟

هرسو می‌نگرم جز آن می‌بینم که می‌باید بود!

گل نرگسم....

گم‌شده‌ایم به فریادمان رس.......

کی می‌آیی تا گمشده‌مان را به ما باز‌گردانی؟؟؟

یا صاحب الزمان عجل علی ظهورک.........

یا مُجیبَ المضطَر، اَجِب المُضطَر، بِحقّ المُضطر، و نحن المُضطرون......

التماس دعا

العجل العجل يا مولای يا صاحب العصر و الزمان
اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده توسط مهدی میری در پنجشنبه 1387/03/23 و ساعت |

به نام خدا

فاطمه(س) کوچه های مدینه سرد است و مردمانش نامرد... علی(ع) بی تو چه کند....

 

*محبان او از آتش دوزخ نجات می یابند...

حدیثی طولانی از خداوند متعال نقل شده است که فرمود:

ای فاطمه! به عزت و جلال و برتری جایگاه و مقامم سوگند که دو هزار سال پیش از آنکه آسمان ها و زمین را بیافرینم با خود قسم خوردم که دوستان تو و دوستان فرزندان تو را به آتش عذاب نکنم.

حضرت علی(ع) فرمود: از آن جهت فاطمه(س)  « فاطمه» نامیده شد که خداوند دوستداران او را از آتش جهنم، به دور نگه داشته است.

 

*روزی که مردم آرزو می کنند ای کاش فاطمی بودند

پیامبر بزرگ اسلام (ص) فرمود:

در روز قیامت جبرئیل به فاطمه(س) خطاب می کند: ای فاطمه! هر چه دوست داری از خدای خویش بخواه.

فاطمه می گوید: خدایا شیعیان مرا دریاب

-همه ی شیعیان تو را آمرزیدم

- پروردگارا! شیعیان فرزندانم را نیز نجات بده

- همه ی آنان را بخشیدم.

- در این زمان خداوند تبارک و تعالی می فرماید: اینک در میان اهل محشر برو؛ هر کس که به تو پناهنده شود همراه تو به بهشت وارد خواهد شد...

 

*فرشتگان به خاطر گریه ی او گریه می کنند.

حضرت رسول(ص) به هنگام وفاتش به حضرت فاطمه(س) خطاب کرده و فرمود:

سوگند به کسی که مرا به حق، مبعوث فرمود، به خاطر گریه ی تو، عرش خداوند و فرشتگانی که اطراف آن هستند و آسمان ها و زمین ها و آنچه که در آنهاست، گریه خواهند کرد...

 

برگرفته از کتاب ویژگی های حضرت زهرا(س)

تالیف: محمود جویباری

انتشارات ام ابیها

 

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز عزل مدیون عطر یاس بود

ای كه ره بستی میان كوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شكست آنجا اگر عباس بود
.

 


اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط مهدی میری در پنجشنبه 1387/03/09 و ساعت |
سلام مولای مهربان و غایب از نظرم...........

دیدی................دیدی نشد بیایی؟!!!! دیدی هنوز که هنوزه غریبی.........دیدی یار و یاوری پیدا نکردی که بیای..........گفتم که شما آدم می خوای ...گفتم که اینجا آدم کم پیدا می شه.................

مولای عزیزم............جانم فدای تو!!!

قربان تو اقا بشم که امروزم منتظر بودی ما منتظر...........مهربانم............عزیزم...........می دونمچقد دلت می خواست بیای......چقد دلمون می خواست بیای............بیای انتقام بگیری......

می دونم داغ مادرت هنوز تو سینه اته..............هنوز آروم نگرفتی و تا انتقام نگیری آروم نمی شی

می دونم که میدونستی که با این کمی یار....این غریبی........شاید امروزم روز وصال نباشه

متی ترانا و نراک؟؟؟

دیدی..............دیدی منم بی وفایی کردم................دیدی ..اه........حالم بد می شه از خودم....بی وفایی از منی که ادعا می کنم ......خیلی بدتره تا اونی که هیچ ادعایی نداره...........

tiny blue daisy divider

خلاصه مولا........................خجالت م یکشم ..ولی به تو نگم به کی بگم.......

حلالمون کن..........

همین.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده توسط مهدی میری در یکشنبه 1387/03/05 و ساعت |
السَّلام عليك يابنت رسول‏اللَّه

سخنان جانسوز مادر در انتهای خطبه فدکیه :

 

ثم عطفت على قبر النبيّ صلى اللَّه عليه و آله، و قالت:
قَدْ كانَ بَعْدَكَ اَنْباءٌ وَهَنْبَثَةٌ - لَوْ كُنْتَ شاهِدَها لَمْ تَكْثِرِ الْخُطَبُ
اِنَّا فَقَدْ ناكَ فَقْدَ الْاَرْضِ وابِلَها - وَ اخْتَلَّ قَوْمُكَ فَاشْهَدْهُمْ وَ لا تَغِبُ
وَ كُلُّ اَهْلٍ لَهُ قُرْبي وَ مَنْزِلَةٌ - عِنْدَ الْاِلهِ عَلَي الْاَدْنَيْنِ مُقْتَرِبُ
اَبْدَتْ رِجالٌ لَنا نَجْوى صُدُورِهِمُ - لمَّا مَضَيْتَ وَ حالَتْ دُونَكَ التُّرَبُ
تَجَهَّمَتْنا رِجالٌ وَ اسْتُخِفَّ بِنا - لَمَّا فُقِدْتَ وَ كُلُّ الْاِرْثِ مُغْتَصَبُ
وَ كُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً يُسْتَضاءُ بِهِ- عَلَيْكَ تُنْزِلُ مِنْ ذِى‏الْعِزَّةِ الْكُتُبُ
وَ كانَ جِبْريلُ بِالْاياتِ يُؤْنِسُنا- فَقَدْ فُقِدْتَ وَ كُلُّ الْخَيْرِ مُحْتَجَبُ
فَلَيْتَ قَبْلَكَ كانَ الْمَوْتُ صادِفُنا- لَمَّا مَضَيْتَ وَ حالَتْ دُونَكَ الْكُتُبُ

سپس آن حضرت رو به سوى قبر پيامبر كرد و فرمود:


بعد از تو خبرها و مسائلى پيش آمد، كه اگر بودى آنچنان بزرگ جلوه نمى‏كرد.

ما تو را از دست داديم

مانند
سرزمينى كه از باران محروم گردد،

و قوم تو متفرّق شدند، 

 بيا بنگر كه چگونه از راه منحرف گرديدند.

هر خاندانى  كه نزد خدا منزلت و مقامى داشت نزد بيگانگان نيز محترم بود،

غير از ما.

مردانى چند از امت تو !   

  همين كه رفتى،
 و پرده خاك ميان ما و تو حائل شد،

اسرار سينه‏ها را آشكار كردند.

بعد از تو مردانى ديگر از ما روى برگردانده و خفيفمان نمودند، و

 ميراثمان دزديده شد.



تو ماه شب چهارده و چراغ نوربخشى بودى، كه از جانب خداوند بر تو كتابها نازل مى‏گرديد.

جبرئيل با آيات الهى مونس ما بود،

و بعد از تو تمام خيرها پوشيده شد.

اى كاش پيش از تو مرده بوديم،

آنگاه كه رفتى و خاك ترا در زير خود پنهان كرد.

.

+ نوشته شده توسط مهدی میری در دوشنبه 1387/02/30 و ساعت |